پیمان مولوی، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با «اکونگار»:
خروجی تزریق پول به بازار از سوی سازمان بورس، اتلاف منابع است / بازار سرمایه، بهبود دستوری را نمیپذیرد
یک کارشناس اقتصادی، معتقد است که بازار سرمایه، بهبود دستوری را نمی پذیرد.

به گزارش اکونگار، روز گذشته بازار سرمایه با ریزش 50هزار واحدی شاخص رو به رو شد. بورس در یک ساعت کانال 2میلیونی را از دست داد و خروج حقیقیها از بازار رکورد تازهای از خود به جای گذاشت. این بحران به قدری دلهرهآور بود که عدهای صحبت از تعطیلی بازار میکردند، اما رییس سازمان بورس در واکنش به آن اعلام کرد: تعطیلی بازار منوط به تصمیم شورای عالی بورس است. همچنین برای بازگردان آرامش به بازار و عبور موقت از این بحران بازهم دست به دامان موجهای خبری شدند رییس سازمان بورس اعلام کرد که ۶ هزار میلیارد تومان سرمایه از سوی صندوق توسعه ملی به بازار سرمایه تا پایان سال تزریق خواهد شد. نکته قابل تاملی که روز گذشته در بازار سرمایه وجود داشت این بود که حقیقیها با سرعت زیادی بازار را ترک میکردند و حقیقیها در پایان معاملات روز گذشته ۱۱۴۰ میلیارد تومان پول از بازار بورس خارج کردند و این موضوع نشان از اعتماد از دست رفته بازار سرمایه کشور در میان مردم دارد.
پیمان مولوی کارشناس اقتصادی در این رابطه به «اکونگار» گفت: واقعیت این است که بازار را نمیتوان با کنترل یا پیامهای دستوری مدیریت کرد. بورس دستور پذیر نیست، آنچه که بر بازار سرمایه تاثیر میگذارد وضعیت اقتصاد کشور است. در ادامه مشروح صحبتهای این کارشناس بازار سرمایه را میخوانید.
بازار روز گذشته کانال 2میلیونی را از دست داد واقعیت این است که بخشی از سرمایه سهامداران در خلل این ریزشها از بین میرود و آنچه که دیده میشود این است که دیگر خبر درمانی هم نمیتواند بازار را در یک حالت تعادلی حفظ کند، به نظر شما ریشه این مشکل در کجاست؟
مشکل اصلی دقیقا اینجاست که مردم، سهامداران، مدیران و فعالان بازار سرمایه یکبار برای همیشه باید بدانند که هیچ بازاری دستور نمیپذیرد. اینکه مدیران بورس تصمیم بگیرند با تماس و یا دستور بازار را حفظ کنند، مسیر بسیار اشتباهی است. اگر بورس فرمانپذیر بود، باید وال استریت با بیش از 150 سال عمر 5بحران مالی جدی را تجربه نمیکرد. واقعیت این است که بازارها از واقعیتهای اقتصادی تاثیر میپذیرند. بازار سرمایه کشورمان در برابر وال استریت یک کودک به حساب میآید، وقتی بازاری به این عظمت و با این قدمت 5بحران جدی را تجربه میکند، باید بدانیم که هیچ بازاری به صورت دستوری مدیریت نمیشود، اگر مدیریت دستوری نتیجه داشت، حتما آنها از این ابزار استفاده میکردند. ارزش وال استریت نزدیک به 40 هزار میلیارد دلار است، اما هیچ کس نمیتواند این بازار را کنترل کند. اما بگذارید برگردم به وضعیت بازار کشورمان، دلیل وضعیت کنونی و مشکل اصلی بورس کشورمان این است که وقتی بورس در حال سقوط بود نباید این ریزشها را کنترل میکردند تا هیجان بازار تخلیه شود. وقتی مدیران به صورت دستوری سرمایه و پول به بورس تزریق میکنند، بازار روند واقعی را طی نمیکند. برای مثال چند روز پیش اردوغان در ترکیه سخنرانی داشت و روز بعد بازار بورس ترکیه در واکنش به صحبتهای او فرو ریخت.
یعنی در تمام دنیا بازارها تحت تاثیر کنشهای سیاسی قرار میگیرند؟
بله. در تمام دنیا، بازارهای مالی فراز و فرود را تجربه میکنند. بازار سرمایه ایران هم اگر به صورت دستوری مدیریت نشود. اگر هیجان بازار به درستی تخلیه شود، حتما از تورم پیشی خواهد گرفت. بازار سرمایه را آقای خاندوزی و یا آقای عشقی نباید مدیریت کنند، بازار باید بر اساس واقعیتهای اقتصادی شکل بگیرد.اندازه بازارسرمایه کشورمان 170 میلیارد دلار است آن چیزی که به این بازار کمک میکند، شفافیت، رشد اقتصادی، برداشته شدن تحریمها، عدم قیمتگذاری دستوری، خداحافظی با اقتصاد دستوری و کنترل تورم است. در کشورمان یک سری اطلاعات و تعصبات اشتباه وجود دارد که میگویند با افزایش تورم بورس جان میگیرد، اما واقعیت این است که آن چیزی که به بورس کمک میکند، کنترل تورم است، نه افزایش تورم.
وضعیت بازار تقریبا غیرقابل پیش بینی شده است و فراز و فرودهای بسیار زیادی را تجربه میکند، به نظر شما دلیل این موضوع چیست؟ چرا با وجود دخالتهای دولت، با وجود تزریق سرمایه و پول از سوی دولت به بورس بازهم بازار ریزشی میشود؟
واقعیت این است که بازار در یک وضعیت اقتصادی قابل پیش بینی رشد میکند. هیچ یک از بازارها نمیتوانند در یک اقتصاد پر ریسک و غیر قابل پیش بینی رشد کنند. وقتی بازار به شرایط عادی بازمیگردد که مدیران ما عنوان کنند ناجی بورس نیستند، بورس از وضعیت اقتصاد کلان کشور تاثیر میپذیرد. بورس با دستور و سفارش و تزریق پول را به جایی نمیبرد. برای این کار در گام اول باید تمام مواردی که تحت عنوان اقتصاد دستوری و قیمتگذاری دستوری در کشور وجود دارد برداشته شود. واقعیت این است که وظیفه سازمان بورس تزریق پول به بازار نیست، سازمان موطف است به بازار نظارت کند و فضای شفافی را برای فعالان به وجود آورد، نه اینکه دستور بدهد که کدام شرکت چه زمانی چه اقدامی در بازار انجام دهد. در هیچ جای دنیا رییس سازمان بورس و مدیران شرکهای بورسی را کسی از نزدیک نمیشناسد، اما در کشورمان مدیران بورسی برای دیده شدن دایم در حال سخنرانی هستند در نتیجه درز اطلاعات به یک روند تبدیل میشود.
در صحبتهای خود به این موضوع اشاره داشتید که تزریق پول به بازار نتیجهای نخواهد داشت. در رابطه با دلایل این موضوع کمی توضیح دهید.
سازمان بورس مسول شفافیت، تسهیلگری و نظارت بر بازار است. سازمان مسول شاخص سازی و تزریق پول به بازار نیست. این کار به معنای واقعی کلمه اتلاف منابع است، بازار سهام بازار ریسکی به شمار میرود که نیازمند تخصص و آموزش است، فعالیت در بازار نیاز به تجربه دارد. بورس بازاری است که بر اساس شاخصهای اقتصاد کلان کشور حرکت میکند، اگر بورس ریسک دارد دلیل آن این است که اقتصاد کلان کشورمان روزهای پر ریسکی را پشت سر میگذارد.
در سال 99 که بازار دچار یک ریزش جدی شد، دلیل آن ریسکهای اقتصادی بود؟
ببنید در فروردین 99 نرخ بهره بانکی به یکباره 8درصد شد. در آن زمان بخش عمدهای از سرمایههای موجود در بانکها به سمت بورس حرکت کردند. به یکباره در خرداد 99 نرخ بهره بانکی بازهم به 18درصد بازگشت. از آنجایی که دامنه ریسک بهره بانکی بسیار کمتر از فعالیت در بورس است، بازهم سرمایهها از بورس خارج شدند و یک ریزش تاریخی در بورس اتفاق افتاد. این کارها مصداق دستکاری بازار است. در تمام دنیا اگر مسولان کشوری دست به چنین کاری بزنند با آنها برخورد قضایی میشود، اما در کشورمان تنها سرمایههای مردم از بین رفت. اگر شفافیت در اقتصاد وجود داشته باشد، مشخص میشود که رشد واقعی بازارها چه اندازه است.
وقتی بازار دچار یک ریزش تاریخی میشود، بخشی از سرمایه مردم از بین میرود. از سوی دیگر گفته میشود که شرکتهای کوچک و متوسط حاضر در بازار دچار مشکل میشوند، به نظر شما این موضوع برای این شرکتها بحران ساز است؟
سال 97 ارزش شرکتهای کوچک و متوسط بورسی رشد قابل توجهی داشت. این شرکتها در ترازنامههای خود اعداد و ارقام عجیبی را اعلام کرده بودند. شرکتهای کوچک با آغاز تورم در کشور تمام داراییهای خود را به موجودی کالا، ماشینآلات و ... تبدیل کردند ویک رشد در آمار این شرکتها دیده میشد، اما واقعیت این است که بحران اصلی شرکتهای کوچک و متوسط سهام در بازار نیست. آنچه که برای این شرکتها بحرانسازی میکند، خارج از بازار سرمایه است.
بازار سهام جایی است که این شرکتها به آن وارد شده و سرمایه گذار بر اساس روند حرکتی شرکتها آن را مانتیور می کنند. در نتیجه چیزی که بر روند فعالیتی شرکتهای کوچک و متوسط تاثیر میگذارد شاخصهای اقتصادی کشور است.
کشورهای بسار اندکی هستند که شاخص های اقتصادی آنها نزولی باشد، اما بورس این کشورها در حال رشد باشد. یکی از این کشورها ونزولا است. درحالی که تورم در این کشور افسارگسخته در حال حرکت است، اما بورس ونزولا کاملا صعودی است. دلیل آن هم این است که دولت کاهش ارزش پول ملی خود را در بورس جبران میکند. وقتی میتوانیم از رشد بورس صحبت کنیم که ارزش دلاری بازار افزایش پیدا کند.
وضعیت کشورمان در این مورد چطور است؟
در حال حاضر ارزش دلاری بازار 172میلیارد دلار است، زمانی ارزش دلاری بازار نزدیک به 300 میلیارد دلار بود، وقتی رشد اقتصادی در کشور اتفاق بیفتد، قسمتی از مشکلات حل خواهد شد. مابقی بستگی به شفاف سازی، رشد کشور در زمینه آزادی اقتصادی و ... بستگی دارد. کشورمان از نظر آزادی اقتصادی رتبه 160 را در میان 165 کشور دارد.